مدیریت

نظریه چرخش نخبگان و نظریه جابجائی مدیران دولتی

نظریه جابجائی مدیران دولتی :

یکی از انتقاداتی که به نظام مدیریتی ایران وارد است این است که فقط افراد خاصی می توانند وارد حلقه مدیریتی شوند برای پاسخ به این انتقاد نظریه جابجائی مدیران دولتی تدوین گردیده است این نظریه علت دست به دست شدن پستها را در کشورها از جمله ایران تبیین می کند . در نظریه جابه جائی مدیران دولتی سالهای سال فقط پستهای مدیریتی خود را با هم دست به دست می کنند .در هیچکدام از رده های عالی ، میانی ، عملیاتی نظام شایسته سالاری حاکم نیست بلکه نظامی قومی ، گروهی و بعضا قبیله ای حاکم است که این نظریه جابه جائی مدیران دولتی با روح مردم سالاری در تضاد است . ( نظام شایسته سالاری در همه رده های میانی ، عالی حاکم است و هر کس توان و شایستگی لازم را داشته باشد از هر قوم و قبیله ای باشد می تواند به پستهای مدیریتی انتصاب شود ) یعنی مدیریت محدود به افراد خاصی است و مانع از حضور همه ی افراد در پستهای مدیریتی می شوند .

نظریه چرخش نخبگان :

در نظریه چرخش نخبگان بعکس نظریه جابه جائی مدیران یکی از ارکان نظام مردم سالاری جهان مدرن است یعنی در نظریه چرخش نخبگان همه ی کسانی که توانائی مدیریت امور دولتی را در خود می بینند ، می توانند برای تصدی پستهای عالی کشوری در قالب رقابتهای حزبی اقدام کنند و در صورت کسب آرای اکثریت مردم پستها را به دست گیرند برای اداره امور دولتی در سطح کشورها در حال حاضرظاهرا نظریه چرخش نخبگان ( قدرت) بهترین گزینه تحقق مردم سالاری است . یعنی همه ی افراد متخصص و لایق از شانس تصدی پست مدیریت دولتی برخودارند . پستهای مدیریتی می چرخد پست مدیرت دولتی از آن همگان است .

ویژگیهای مدیران دولتی در نظامهای مبتنی بر نظریه جا به جائی مدیران :

1- منطق رفتاری جامعه کشاورزی : مدیران دولتی در این نظام رفتاری دوران کشاورزی را از خود بروز می دهند بدین معنا اگر فرد جدیدی وارد سازمان دولتی شود که از آنها متخصص تر باشد گمان می کنند سهمشان از ثروت عمومی جامعه کاهش می یابد چه بسا که استخدام افراد متخصص تر ارزش افزوده بیشتری برای جامعه در پی دارد.

2-ریاست به جای مدیریت : در چنین نظامهایی مدیران ریاست می کنند نه مدیریت و مدیران به جای آنکه با بهره گیری از توان بالقوه کارشناسی اندیشه ها را به ارزش افزوده اقتصادی تبدیل کنند بر منافع شخصی خود تکیه می کنند.

3- بی توجهی به اندیشه ها و نداشتن سازوکار بهره گیری از آنها : در این نظام ، به اندیشه افراد در رده ها و سطوح گوناگون جامعه توجه نمی شود زیرا ساز و کاری برای آن فراهم نیست بسیاری از اندیشه ها در اذهان افراد می ماند و شکوفا نمی شود و افراد مدعی خلاقیت و نوآوری زیادتر می شوند.

4- ناآشنائی با مفهوم اختلاف و نداشتن سازوکار برای رفع آن : در این گونه نظامها هرگونه اختلافی بد و ناگوار است یکی از تبعات منفی برخورد نا صحیح با اختلافات سازنده مرحوم شدن جامعه از خلاقیت و نوآوری است .

5-عقده پیشرفت : در این نظام ها زمینه خلاقیت و نوآوری وجود ندارد رکود بر جامعه تحمیل می شود مدیران می کوشند تا با اشاعه خبر کذب و بعضا صحیح ( ولی نه مهم ) مردم را از شنیدن خبررایحه دلنشین پیشرفت آگاه سازند.

6-  حاکمیت گروه اندیشی : در این نظامها مدیران گروهی تشکیل می دهند که گروه حاکم نام دارد .

 پیامدهای منفی گروه اندیشی:

– توهم آسیب ناپذیری : به خطرات آشکارا بی اعتنا و با اطمینان دست به کارهای مخاطره آمیز می زنند

 –  کلیشه اندیشیدن : درباره دیگاه مخالفان با خود به صورت کلیشه ای و بی اعتنایند و آن را آنقدر رذیلانه می دانند که حاضر نیستند بر سر میز مذاکره بنشینند .

 خودسانسوری : در مواردی که بدگمان اند مهر سکوت بر لب   می زنند .

 – پاسداری از اندیشه گروه حاکم : این مدیران از هر آنچه موجب دلسردی گروه می شود افراد را مصون می دارند.

 بزرگ نمائی اصول اخلاقی گروه حاکم : گروه حاکم از معنویت بالائی از نظر خودشان برخوردارند.

  ویژگی نظامهای دولتی مبتنی بر نظریه جابه جائی مدیران دولتی :

1- نظام سیاسی و پیامدهای آن : 

در نظام سیاسی گروههای مشروع باید بر اساس اصول مشترکی فعالیت کنند وپستهای مدیریتی را دربین هواداران خود تقسیم کنند در واقع نظام عنائم جنگی حکمفرماست به گروههائی که فلسفه مدیریت سیاسی حاکم را قبول ندارند اجازه فعالیت نمی دهند ورود به نظام مدیریت دولتی منوط به تاکید نهادهای خاصی است در چنین نظامی مردم به مدیران سیاسی بی اعتمادنی آنان مدیران دولتی را مظهر منافع شخصی می دانند در کشورهائی که شعور سیاسی مردم بالاست دست به اصلاحات می زنند اما کشورهائی که حساسیت سیاسی ندارند از اصلاحات نامیدند .

2- نظام اقتصادی و پیامدهای آن :

کشورهای مبتنی بر نظریه جابه جائی مدیران دولتی اقتصادی ناکارآمد دارند لذا به سرمایه گذاری دولتی بسیار متکی اند بخش اعظم سرمایه های دولتی در اختیار دوستان و هواداران مدیریت دولتی قرار می گیرد از آنجا که همه افراد به سرمایه لازم دسترسی ندارند نوعی کابوس بی تفاوتی بر جامعه حاکم است .عدم خلاقیت و رکود از جمله مظاهر آن هستند . خصوصی سازی و واگذاری تسهیلات دولتی به هوادارن خویش سبب می شود به جای خدمت به نظام اقتصادی بخش عظیمی از سرمایه عمومی در اختیار افراد خاصی قرار گیرد.  کارآفرینان به این نتیجه می رسند که بدون داشتن ارتباط با مدیران ورود به عرصه های اقتصادی مکن نیست . برای داشتن ارتباط با مدیران رشوه می دهند . رشوه دهی و رشوه گیری باعث رواج فساد در جامعه و یاس و سرخوردگی جامعه می شود.

3-نظام اداری و پیامدهای آن :

مردم به نظاماداری در این کشورها مبتنی بر نظریه جابه جائی مدیران با شک وتردید می نگرند . استخدام در نظامهای اداری گاها حتی برای دوستان و هوادارانش با رشوه همراه است کارکنان به شهروندان برخورد مناسبی ندارند ازدیاد نیرو وجود دارد زیرا هر فردی با استخدامش تعدادی از افراد و دوستان خود را همراه خویش وارد نظام می کنند. سرنوشت همه افراد از مدیران مالی گرفته تا کارکنان به هم تنیده می شود و این نماد ومظهری کامل از ویژگیهای منفی دیوان سالاری است .

4-نظام علمی و آموزشی و پیامدهای آن :

در این نظام ها که دانشگاها باید کلید توسعه اقتصادی ، سیاسی و……. باشد خود مانع عمده ای بر سر راه آن است چرا که نظام علمی کشور نیز رنگ سیاسی به خود می گیرد تنها افرادی وارد عرصه های علمی می شوند که از آشنایان ودوستان خود باشند ورود افرادی که از لحاظ علمی از آنها بالاترند ممکن نیست چرا که حتی عالمان دانشگاهی منطق کشاورزی دارند بودجه ها پژوهشی به دوستان و هواداران خود واگذار می شود که نتایج ملموس و مناسبی عاید کشور نمی کنند . افراد تحصیلکرده منزوی می شوند و این باعث پدیده فرار مغزها می گردد.

5-نظام انتخاب مدیران و پیامدهای آن :

در این نظام مدیران نظام خدماتعمومی انتصاب می شوند نه انتخاب و این انتصاب از قبایل و عشیره های مدیران عالی و آشنایان و هواداران خودی اند و هیچ نوع گزینش علمی دقیقی وجود ندارد این باعث می شود افراد برای ورود به پستهای مدیریتی اگر حتی هوادار آنها نباشد دست به ریاکاری بزنند .افرادی که توان علمی و مدیریتی دارند باعث می شود به فعالیتهای سیاسی دست نزنند یا تدریس کنند یا به انزوا کشیده می شوند چرا که از توان آنها برای توسعه کشور استفاده نمی شود.

6- نظام قضائی و پیامدهای آن :

نظام قضائی هم رنگ و بوی سیاسی به خود می گیرد با وجود فساد در این نظام حتی قضات هم رشوه می گیرند و ناحق را به حق و بعکس جلوه می دهند .در چنین نظامی مردم به هیچ مامنی اعتماد ندارند .نوعی ناامنی سیاسی ، اقتصادی و…………. حاکم است .بعضا فیلان می چرخند و شاپرکها در دام اسیرند .حتی در صورت برخورد با اه فساد این برخوردها ناعادلانه انجام می شود.

dr sara javanbakht

PhD in Government Management* *University professor* Employed in the Ministry of Health - University of Medical Sciences

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا