کار آفرینی

خلق ایده ناب

اگر با دقت به فرایند تولید ایده توجه شود، می توان یک تقسیم بندی از مراحلی که باعث شکل گیری خلاقیت در ذهن می شود را نشان داد. فرایند خلاقیت یک سیر هفت مرحله ای است. شش مرحله ی ابتدای این سیر، مرحله های اصلی خلاقیت هستند و مرحله ی هفتم، تا حدودی همان تبدیل شدن خلاقیت به نوآوری است که به معنی اجرای ایده ی جدید و خلق چیزهای نو می باشد.

1- آماده سازی ذهن

برای خلاق بودن باید مطالعه داشت. یادگیری فرایندی نیست که انتها داشته باشد. رویارویی با هر موقعیتی می تواند فرصت جدیدی را برای یادگیری فراهم کند. یک مجموعه ی خوب و متنوع از دانسته های علوم مختلف، می تواند زمینه ی مناسبی برای بروز ایده باشد. چرا که گاهی برخی از ایده ها از بهم پیوستن مفاهیم علوم مختلف خلق می شوند.

اما مطالعه در شاخه های مختلف علوم، گاهی منجر به بهم ریختگی ذهنی می شود.چنین اطلاعاتی کمک کمی به بروز خلاقیت می کنند. برای جلوگیری از این مشکل بهتر است مطالب خوانده شده را دسته بندی و آرشیو کنید.

علاوه بر این، نکات زیر نیز می تواند در آماده سازی ذهن برای بروز خلاقیت موثر باشد:

الف- زمانی را برای تبادل نظر با دیگران قرار دهید.

ب- سفر کنید.

ج- در جلسات تخصصی رشته تان شرکت کنید.

درست است که در این مرحله باید دامنه ی مطالعات تان را در حوزه های مختلف علوم گسترش دهید، اما حواستان باشد که از رشته ی تخصصی خود غافل نمانید.

شرکت در مجامع و جلسات تخصصی رشته ی خودتان، خصوصاً جلسات طوفان فکری (در بخش روش ها و تکنیک های افزایش خلاقیت، توضیح داده می شود.) می تواند تاثیر خوبی در آمادگی ذهنی تان داشته باشد.

2- مطالعه و بررسی

یکی از لازمه های خلاق بودن، داشتن درک بالا و قدرت تحلیل مسائل است. برای ایده پردازی در رابطه با هر زمینه ای لازم است در ابتدا اصل مساله، اجزا و جوانب آن به خوبی درک شود. “مطالعه ی تخصصی” در رابطه با موضوع می تواند شناخت آن را آسان تر کند. یادتان باشد در خلق ایده یا پیدا کردن راه حلی برای یک مشکل، قرار نیست همه چیز را از نو شروع کنید. قطعاً قبل از شما کسانی بوده اند که در این زمینه یا زمینه های نزدیک به آن فعالیت کرده اند. مطالعه ی تخصصی به این دلیل اتفاق می افتد که متوجه شوید تا به حال در موضوع مورد نظر شما چه ایده هایی زده شده است، دیگران چه کرده اند، چه گفته اند و چه یافته هایی دارند.

3- تغییر و دگرگونی

در این مرحله مجموعه ی اطلاعات جمع آوری شده از کارهای دیگران را بررسی کرده و به هم متصل می کنیم. اختلاف نظرها و نکات متشابهی که در مطالب دیگران است به ما کمک می کند تا داستان های مختلف را با سناریوی خود بیان کنیم و مدل جدیدی ارائه دهیم که مطالب جمع آوری شده را نیز پوشش دهد. این کار شاید شبیه تهیه ی یک “جدول مندلیف” باشد. قطعاً مندلیف، تمام عناصر موجود در جدولش را خود، کشف نکرده بود بلکه آنها را با آرایشی جدید و بر مبنای تشابهات کنار یکدیگر قرار داده بود. در واقع ما نیز عناصر دانشی که جمع آوری کرده ایم را با روش خودمان و بر مبنای تشابهات و اختلافات آنها، آرایش داده و در خانه های مختلف می نشانیم.

اطلاعاتی که از طریق تشابهاتشان یکدیگر را تقویت می کنند و یا اطلاعاتی که با یکدیگر تفاوت دارند، به راحتی ما را به تفکر در رابطه با موضوع وا می دارند.

4- کمون یا دوره ی انتظار؛ خوابیدن روی مساله

ذهن انسان دو بخش آگاه و نا خود آگاه دارد. بخش آگاه ذهن همان است که همواره، در فعالیت های روزانه به کار گرفته می شود. اما همه ی این فعالیت ها، اثراتی را بر روی بخش دیگر ذهن، یعنی ذهن نا خود آگاه می گذارد.

گاهی برخی از آموخته هایی که به سبب فعالیت بخش آگاه ذهن ایجاد شده اند، پس از مدتی فراموش می شوند اما اثر این آموخته ها بر بخش نا خود آگاه همواره باقی می ماند.

ذهن نا خود آگاه بدون آنکه تفاوتی میان اندیشه ها و افکار خوب و بد قائل شود، هر چیزی را به طور کامل دریافت می کند.

یک کوه یخ را در وسط آب تجسم کنید. بخش کوچکی از کوه یخ که از آب بیرون است قابل دیدن خواهد بود اما بخش اعظم کوه یخ، داخل آب بوده و قابل مشاهده نیست. ذهن انسان نیز همین حالت را دارد. بخشی از ذهن، که ما به آن دسترسی داریم همان ذهن آگاه بوده و مانند قسمت قابل دیدن کوه یخ است، اما ذهن نا خود آگاه ما همانند قسمت زیر آب کوه یخ، غیر قابل دسترس است. ما نمی توانیم دقیقاً بدانیم که در ذهن نا خود آگاه مان چه می گذرد اما در این که بسیاری از حرکات و تصمیم های ما ناشی از اطلاعات این بخش است شکی نیست.فعالیت های ذهن نا خود آگاه نقش اصلی را در دوره ی کمون یا خوابیدن روی مساله، بر عهده دارد. اگر فرد پس از گذراندن مراحل قبل به نتیجه ای نرسد و نتواند ایده ای خلق کند، تامل می کند، مساله را رها کرده و دست از کار می کشد. این توقف در کار ممکن است ساعت ها، هفته ها، ماه ها و حتی سال ها طول بکشد. اما بر عکس آنچه که ظاهرا دیده می شود، در این دوران در واقع کار متوقف نمی شود بلکه موضوع به ضمیر نا خود آگاه سپرده شده و هر لحظه ممکن است راه حل مورد نظر ظهور کند. این دوران همانند زمانی است که جوجه درون تخم و زیر بال و پر مرغ مادر در حال رشد و پرورش است.

لازم است پس از جمع آوری اطلاعات، مساله به عمد کنار گذاشته شده، ذهن آگاه را در آرامش قرار داده و به ذهن نا خود آگاه فرصت عمل داد. در این مرحله باید، در اصطلاح، بر روی موضوع بخوابید و سعی کنید آن را فراموش کنید. هنگامی که ذهن آگاه از موضوع دور شود احتمال خلق ایده های جدید بیشتر خواهد شد.

به زبان ساده در این مرحله می توانید به هر چیزی فکر کنید به جز مسئله و پیدا کردن راه حل آن!

5- جرقه

این مرحله پیشرفت خود به خودی و روشن شدن مساله است که ممکن است تا رسیدن به آن، از 5 دقیقه تا 5 سال طول بکشد! با سپردن موضوع مورد نظر به ذهن نا خود آگاه، زمانی برای تجزیه و تحلیل و فعالیت این بخش فراهم می شود. در این دوران باید گوش به زنگ باشید چرا که ممکن است در یک لحظه و به طور ناگهانی متوجه راه حل شده یا جرقه ی خلق ایده در ذهن تان زده شود. در این مرحله به یکباره شبیه لامپی که بالای سر یک دانشمند روشن می شود، همه چیز روشن شده و از میان خطوط و طرح های مبهمی که جلوی چشم است، شکل و نقش اصلی برجسته و کاملا واضح می گردد.

6- تائید و اثبات

برخی از مواقع ممکن است یک ایده ی جدید تنها در مرحله ی آزمایشگاهی و بر روی کاغذ نتیجه ی قابل قبولی داشته باشد، اما هنگامی که در شرایط واقعی اجرا می شود بی معنی و نا کارآمد باشد. این مرحله مشخص می کند که آیا ایده ی جدید عملی است یا خیر. و یا آیا می توان آن را با قیمت معقولی که برای کارآفرین سودآور است تولید کرد؟ گاهی در این مرحله اتفاق می افتد که یک ایده ی جدید، بعد از آزمایش های منطقی و قضاوت های دیگران کاملا تغییر کرده تا به نتایج بهتری منجر شود.

7- اجرا

بسیاری از افراد هستند که ایده های جدیدی خلق می کنند اما بیشتر آنها هرگز، ایده ی خود را عملی نمی کنند. آنچه که کارآفرینان را از افراد معمولی متمایز می کند عملی کردن ایده هایشان است.

تبدیل ایده به عمل را نوآوری می گویند که گامی فراتر از خلاقیت است. پس منظور از عملی کردن ایده در آخرین مرحله از فرایند خلاقیت، تولید و ارائه ی آن به بازار نیست. چیزی که در این مرحله مورد نظر قرار می گیرد، این است که ایده در حد یک نمونه ی آزمایشگاهی ساخته و آزمایش می شود. اگر موفق بود وارد مرحله ی تولید زیاد شده که خارج از فرایند خلاقیت و در قلمرو نوآوری خواهد بود.

dr sara javanbakht

PhD in Government Management* *University professor* Employed in the Ministry of Health - University of Medical Sciences

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا